مدل درآمدی مدارس در ایران؛ شهریه دقیقاً بابت چیست و یک مدرسه از کجا درآمد میسازد؟
شهریه، خدمات انتخابی و هزینههای واقعی؛ نگاهی به منطق درآمد و سودآوری مدارس ایران.
چند لحظه صبر کنید…
شهریه، خدمات انتخابی و هزینههای واقعی؛ نگاهی به منطق درآمد و سودآوری مدارس ایران.
شهریه فقط بهای کلاس درس نیست؛ بخشی از هزینه نیروی انسانی، زیرساخت و خدمات مدرسه را پوشش میدهد. علی نظیف در این مقاله تفاوت مدل مالی مدارس دولتی، خاص و غیردولتی را توضیح میدهد و میان درآمد و سودآوری تمایز میگذارد. شفافکردن سبد خدمات، سنجش هزینه ارائه خدمت، ظرفیت و نرخ تمدید ثبتنام، به طراحی مدلی پایدارتر کمک میکند. اجرای خدمات درآمدزا نیز باید با نوع مدرسه و مقررات مربوط سازگار باشد.
وقتی درباره اقتصاد یک مدرسه صحبت میکنیم، معمولاً اولین عددی که به ذهن میرسد شهریه است. اما شهریه در مدرسه فقط یک عدد روی برگه ثبتنام نیست. پشت همین عدد، حقوق معلم، اجاره یا استهلاک ساختمان، سرویس، غذا، تجهیزات، فناوری، مشاوره، تبلیغات، آموزشهای فوقبرنامه، مدیریت و دهها هزینه دیگر قرار دارد. از طرف دیگر، خانواده هم دیگر فقط نمیپرسد:
سؤال واقعیتر این است:
همین تغییر سؤال، نقطه شروع فهم اقتصاد مدرسه است.
اول باید یک سوءتفاهم رایج را کنار بگذاریم. در ایران نمیتوان برای همه مدارس یک مدل شهریه تعریف کرد. مدرسه دولتی عادی، هیئت امنایی، نمونه دولتی، سمپاد، شاهد و غیردولتی، سیستم مالی یکسانی ندارند. در مدارس دولتی، دریافت وجه اجباری خارج از چارچوبهای تعیینشده ممنوع است و خدمات فوقبرنامه باید طبق ضوابط و با سازوکار مشخص وزارت آموزش و پرورش ارائه شود. در مدارس هیئت امنایی نیز مدرسه دولتی محسوب میشود و دریافت وجه هنگام ثبتنام مجاز نیست؛ هزینه خدمات فوقبرنامه پس از طی فرآیندهای مربوط قابل دریافت است. بنابراین بهتر است به جای استفاده عمومی از واژه «شهریه»، بین شهریه، کمکسرانه، هزینه فوقبرنامه و هزینه خدمات تفاوت قائل شویم.
| نوع مدرسه | منطق اصلی دریافت وجه | نکته مهم |
|---|---|---|
| دولتی عادی | بودجه عمومی | دریافت وجه اجباری خارج از ضوابط مجاز نیست |
| هیئت امنایی | هزینه خدمات و فوقبرنامه مصوب | شهریه به معنای مدارس غیردولتی ندارد |
| نمونه دولتی | هزینههای مصوب مدرسه و فوقبرنامه | رقم بسته به استان و مدرسه متفاوت است |
| سمپاد | شهریه/هزینه تحصیل طبق ضوابط سمپاد | حمایتهای مالی برای برخی دهکها وجود دارد |
| شاهد | کمکسرانه و خدمات آموزشی برای گروههای مشمول | مبلغ و شرایط بر اساس مقررات و گروه دانشآموز متفاوت است |
| غیردولتی | شهریه مصوب + خدمات مجاز | اصلیترین مدل کسب درآمد مستقیم مدرسه |
این تفاوت برای مدیر مدرسه اهمیت اقتصادی زیادی دارد؛ چون هر پولی که وارد حساب مدرسه میشود الزاماً «شهریه» نیست و هر خدمتی هم الزاماً نباید در شهریه پایه ادغام شود.
برای سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶، الگوی جدید تعیین شهریه مدارس غیردولتی در فروردین ۱۴۰۵ به استانها ابلاغ شد.
در آخرین اعلام رسمی که در شهریور ۱۴۰۵ منتشر شده، سقف شهریه مدارس غیردولتی در تهران با احتساب فوقبرنامه برای مقاطع مختلف چنین اعلام شده است:
| مقطع | سقف اعلامشده |
|---|---|
| ابتدایی | ۱۷۲ میلیون تومان |
| متوسطه اول | ۲۰۰ میلیون تومان |
| متوسطه دوم | ۲۲۰ میلیون تومان |
این ارقام مربوط به سقف شهریه مدارس غیردولتی در تهران است و نباید بهعنوان «قیمت همه مدارس ایران» تلقی شود. تقریباً ۹۰ درصد شهریه مدارس در سامانه مربوط ثبت شده و هزینههایی مانند لباس فرم، غذا، سرویس، اردو، میانوعده و برخی فعالیتهای آموزشی مانند آموزش زبان خارجی جدا از شهریه محاسبه میشوند.
اینجا یک نکته اقتصادی مهم وجود دارد: مدرسه غیردولتی فقط یک محصول به نام «تحصیل» نمیفروشد. در واقع یک سبد محصول دارد.
اگر محصول مدرسه را فقط «کلاس درس» ببینیم، مدل درآمدی مدرسه خیلی محدود میشود. اما اگر مدرسه را بهعنوان یک پلتفرم خدمات آموزشی و تربیتی ببینیم، تعداد محصولات بسیار بیشتر میشود. برخی از خدماتی که مدارس میتوانند ارائه کنند:
کلاسهای تقویتی
کلاسهای زبان
آموزش دومین زبان
کلاسهای آمادگی آزمون
رفع اشکال
کلاسهای پیشرفته
کارگاههای مهارتی
برنامههای STEM
رباتیک و برنامهنویسی
آموزش هنر و موسیقی
مشاوره تحصیلی
مشاوره روانشناختی
هدایت تحصیلی
انتخاب رشته
مشاوره خانواده
کوچینگ دانشآموز
سرویس رفتوآمد
تغذیه
میانوعده
مراقبت قبل و بعد از ساعت رسمی مدرسه
اردو
برنامههای تابستانی
مهارتهای زندگی
سواد مالی
سواد رسانهای
سخنرانی و ارائه
کار تیمی
کارآفرینی
آشنایی با مشاغل
اپلیکیشن مدرسه
پورتال والدین
گزارش عملکرد دانشآموز
کلاس آنلاین
آزمون آنلاین
داشبورد مدیریتی
ارتباط دیجیتال با خانواده
پس وقتی یک خانواده برای یک مدرسه مثلاً ۱۰۰ میلیون تومان پرداخت میکند، نباید تصور کنیم تمام این رقم بابت «تدریس کتابهای درسی» است. بخشی از آن در واقع پول زیرساخت، نیروی انسانی، تجربه، خدمات و امکانات است.
مدارس دولتی خاص، نقطه جالبی در اقتصاد آموزش ایران هستند. برای مثال، در مدارس نمونه دولتی، مبلغ پرداختی میتواند با توجه به استان، مدرسه، امکانات و فوقبرنامه متفاوت باشد. حتی در شهریور ۱۴۰۵، برای مدارس نمونه دولتی شهرستان مهریز، شهریه سال جدید با احتساب کلاسهای فوقبرنامه ۱۳ میلیون تومان اعلام شد. در مدارس هیئت امنایی نیز اساساً نباید با منطق مدارس غیردولتی برخورد کرد. این مدارس دولتی هستند و دریافت وجه در زمان ثبتنام خارج از چارچوبهای قانونی مجاز نیست؛ خدمات فوقبرنامه سازوکار جداگانه خود را دارد.
در سمپاد نیز شرایط متفاوت است. برای سال ۱۴۰۵ اعلام شد دانشآموزان دهکهای اول تا چهارم که در مدارس سمپاد پذیرفته شوند، از پرداخت هزینه ثبتنام معاف هستند. بنابراین حتی در مدارس با دانشآموزان مشابه و کیفیت آموزشی نسبتاً بالا، مدل تأمین مالی میتواند کاملاً متفاوت باشد.
این یکی از مهمترین اشتباهات در تحلیل کسبوکار مدارس است.
دو مدرسه را تصور کنید:
۳۰۰ دانشآموز
شهریه متوسط ۱۰۰ میلیون تومان
ساختمان گران
تیم بزرگ
خدمات متعدد
هزینه بالای جذب مشتری
ظرفیت تقریباً کامل
۳۰۰ دانشآموز
شهریه متوسط ۷۰ میلیون تومان
ساختمان ملکی
خدمات محدودتر
هزینه جذب پایین
ظرفیت تقریباً کامل
در نگاه اول مدرسه A درآمد بیشتری دارد. اما ممکن است مدرسه B سودآورتر باشد. پس شاخص اصلی مدیر نباید فقط این باشد:
و مهمتر از همه:
در بازار آموزش ایران میتوان دو الگوی کسبوکار را بهوضوح دید.
در این مدل، مدرسه دیگر یک ساختمان و یک مدیر نیست. یک برند مرکزی وجود دارد که میتواند شامل موارد زیر باشد:
استاندارد آموزشی
فرآیند پذیرش
برندینگ
محتوای آموزشی
آموزش نیروی انسانی
فناوری
سیستم ارزیابی
بازاریابی
مدیریت مالی
ارتباط با والدین
و بعد چندین شعبه زیر این سیستم فعالیت میکنند.
مؤسسه آموزشی علوی نمونه قابل توجهی از این مدل در بازار ایران است. در گفتوگویی که از مدیرعامل این مجموعه منتشر شده، علوی از فعالیت مدرسه، انتشارات، آزمون و آموزشگاه و شبکهای از شعب و مراکز آموزشی سخن گفته است. همچنین برای مدارس خود خدماتی مانند زبان، سواد مالی، فناوری، برنامههای مهارتی و فعالیتهای فراآموزشی را مطرح کرده است.
این مدل یک مزیت مهم دارد:
هزینه ساخت سیستم میتواند بین چند شعبه توزیع شود.
اگر دفتر مرکزی یک سیستم CRM، تیم مارکتینگ، واحد منابع انسانی یا پلتفرم آموزشی ایجاد کند، هزینه آن فقط برای یک مدرسه نیست.
در طرف دیگر بازار، مدرسهای قرار دارد که تقریباً تمام کسبوکارش به یک موقعیت جغرافیایی وابسته است.
مثلاً:
در این مدل، مزیت رقابتی ممکن است نه برند ملی، بلکه این موارد باشد:
شناخت خانوادههای منطقه
دسترسی جغرافیایی
مدیر شناختهشده
رضایت والدین
سابقه مدرسه
نتایج تحصیلی
ارتباط با دبیران محلی
معرفی دهانبهدهان
این مدرسه الزاماً به ۳۰ شعبه نیاز ندارد. ممکن است تمام اقتصاد آن روی ۲۰۰ تا ۴۰۰ خانواده یک منطقه بنا شده باشد. در اینجا «لوکال بودن» ضعف نیست. اگر مدرسه بتواند در یک شعاع جغرافیایی مشخص، برند قدرتمندی بسازد، هزینه جذب مشتری میتواند بسیار پایینتر از یک برند بزرگ باشد.
| شاخص | مدرسه شبکهای | مدرسه لوکال |
|---|---|---|
| منبع قدرت | برند و سیستم | اعتماد محلی |
| توسعه | شعب جدید | افزایش ظرفیت یا توسعه محلی |
| بازاریابی | مرکزی + شعبه | عمدتاً محلی |
| فناوری | قابل اشتراک بین شعب | متناسب با نیاز مدرسه |
| منابع انسانی | استانداردسازی بیشتر | وابستگی بیشتر به مدیر |
| اقتصاد مقیاس | بالا | محدودتر |
| ریسک | پیچیدگی سازمان | وابستگی به بازار محلی |
| مزیت رقابتی | برند + سیستم | رابطه + اعتبار محلی |
این دو مدل را نباید الزاماً مقابل هم قرار داد. یک مدرسه لوکال میتواند بعد از چند سال به یک برند چندشعبهای تبدیل شود و یک برند شبکهای هم اگر تفاوتهای هر محله را نبیند، ممکن است در بازار محلی شکست بخورد.
یکی از اشتباهات اقتصادی مدارس این است که برای ساده کردن فروش، تمام خدمات را داخل یک بسته قرار میدهند:
اما خانواده نمیداند دقیقاً بابت چه چیزهایی پول میدهد. مدل حرفهایتر میتواند چنین ساختاری داشته باشد:
شامل آموزش رسمی، برنامه آموزشی مدرسه، خدمات اصلی و بخشی از زیرساخت.
سرویس
غذا
زبان
کلاسهای تخصصی
برنامههای فوقبرنامه
اردو
کلاس تابستانی
مشاوره تخصصی
این مدل از نظر اقتصادی دو مزیت دارد.
اول اینکه مدرسه میتواند درآمد متوسط به ازای هر دانشآموز را افزایش دهد. دوم اینکه خانواده مجبور نیست برای خدماتی که استفاده نمیکند، هزینه کامل پرداخت کند. البته اجرای هر کدام از این خدمات باید مطابق ضوابط نوع مدرسه و مقررات آموزش و پرورش باشد. در مدارس دولتی و هیئت امنایی نمیتوان منطق درآمدی مدارس غیردولتی را عیناً اجرا کرد.
در شرایط اقتصادی امروز، یک مدرسه نمیتواند صرفاً با افزایش قیمت شهریه رشد کند. خانوادهای که قدرت خریدش محدود شده، ممکن است همچنان حاضر باشد برای آموزش باکیفیت پول پرداخت کند؛ اما انتظار دارد رابطه میان قیمت و ارزش را بفهمد. پس سؤال مدیر مدرسه باید تغییر کند.
نه:
بلکه:
این ارزش ممکن است یک رتبه بهتر نباشد. میتواند باشد:
کاهش دغدغه والدین
ارتباط بهتر مدرسه و خانواده
خدمات مشاورهای مؤثر
زبان دوم
مهارتهای واقعی
محیط امنتر
تغذیه بهتر
فعالیت ورزشی
تجربه اجتماعی
فناوری بهتر
مسیر روشنتر تحصیلی
آمادگی بهتر برای آینده
در نهایت، اقتصاد مدرسه از یک معادله ساده پیروی میکند:
اما سودآوری مدرسه از معادله دیگری میآید:
مدیری که فقط روی عدد شهریه تمرکز کند، نصف داستان را میبیند.
مدرسه آینده احتمالاً یک منبع درآمد نخواهد داشت. مدل میتواند ترکیبی باشد از:
شهریه آموزشی + خدمات انتخابی + برنامههای فوقبرنامه + تابستان + مشاوره + آموزش مهارتی + خدمات خانواده + فناوری + همکاریهای سازمانی
البته همه این موارد برای همه مدارس قابل اجرا یا مجاز نیستند و بسته به نوع مدرسه، مجوزها و مقررات تفاوت دارند. اما از منظر کسبوکار، جهت حرکت مشخص است. مدرسه از یک «محل آموزش» به یک «پلتفرم خدمات آموزشی» تبدیل میشود. در این مدل، شهریه همچنان ستون اصلی درآمد مدرسه غیردولتی است؛ اما تمام ساختمان درآمدی روی یک ستون قرار نمیگیرد.
اقتصاد مدرسه را نمیتوان با یک سؤال ساده درباره شهریه تحلیل کرد.
مدیر حرفهای باید بداند:
و مهمتر از همه:
در بازار ایران، از مدرسه محلی یک منطقه تا شبکههای چندشعبهای مانند علوی و سلام، مدلهای مختلفی از اقتصاد مدرسه در حال فعالیتاند. مجموعه مدارس سلام نیز در حال حاضر خود را بهعنوان شبکهای با بیش از ۶۰ شعبه در استانهایی مانند تهران، البرز، مشهد، تبریز و شاهرود معرفی میکند.
بنابراین مسئله اصلی مدیر مدرسه دیگر فقط "تعیین شهریه" نیست. مسئله اصلی، طراحی یک مدل اقتصادی پایدار برای مدرسه است؛ مدلی که هم با مقررات آموزش و پرورش سازگار باشد، هم برای خانواده قابل فهم باشد و هم بتواند هزینههای رو به رشد آموزش را پوشش دهد. شهریه، قیمت مدرسه است؛ اما مدل درآمدی، منطق اقتصادی مدرسه است.